lovelly

خرید بک لینک
سلام خدای مهربون.... این روزا خیلی خسته ام ....خوابالود ....هر صبح سینه خز از رو تخت میام پایین و به کارام می رسم ....بابا چقدر روزا تکراری شدن ....یک ساله ازدواج کردمو تو خونه خوردمو خوابیدم هر کی هم گفت چرا سر کار نمی ری هی گفتم دوست ندارم می خوام کیف کنم و زندگی کنم....حالا بعد از یک سال دیگه کیف دونم فکر کنم پر شدهآخه نمی دونم دیگه چیکار کنم؟؟؟؟کلاس زبانمو ول کردم از ترم 13 اون موقع بیخیال بودمو گفتم بعدا می رم ادامش می دمحالا مثل پشیمونم.... دلم می خواد برم کلاس زبان ...دلم می خواد تدریس خصوصی داشته باشم وووووو دلم می خواد دوخت مانتو رو یادبگیرم .... به نظرتون می تونم؟؟؟؟تازه بچه دارم شاید بخوام بشم ...البته هنوز توی فالم ....ولی می خوام خخخخخ ... چقدر زود دیر می شود واقعا الان بهش رسیدم .... ذهنم خسته از مشکلات خودم از مشکلات اطرافیام ....مشکل دوست داشتنه همه همینه ....همیشه یه جیزی داری که غصه اشو بخوری .....منم الان کلی غصه ارم به خاطر مشکلات عزیزانم ....شب و روزم شده دعا کردن برای عشقام ....خدایا خودت براشون بهترین ها رو رقم بزن ...اونام بنده های تو هستن ...بهشون نگاه کن...ب lovelly...

ما را در سایت lovelly دنبال می‌کنید

برچسب: ذهن خسته,ذهن خسته من,ذهن خسته (فیسبوک), نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: دوشنبه 22 آذر 1395 ساعت: 2:50

سلام خدای مهربونم... صبح بعد از نماز که اقایی میره من دیگهخوابم نمی بره و تا ساعت 7 اینا می شینم کتاب می خونم ....بعدم یه چرت کوتاه سعی می کنم بزنم که فایده نداره خواب به چشام نمیاد اما حوصله بیرون اومدن از تخت خواب رو هم ندارم ....وقتی هم امروز پاشدم خواستم غذای مورد علاقه اقایی رو درست کنم که خون دماغ شدمو نمی شد برم سر وقت غذا ...اومدم پای لپتاپ و به وبلاگ دوستام سر زدمو خوندمشون ... خدارو شکر آقا دیر میاد غذای من اماده شد الان خخخخخ و اون هنوز یک ساعت و نیم دیگه میاد خونه ..... حال ندارم هنوز همچنان کسلم ....هی فکر می کنم و فکرمی کنم ....فکر فکر.... نیکلی عزیز نوشته هاتو خوندم از اینکه تو رشته ای ادامه تحصیل دادی که هیچ علاقه ای بهش نداشتی ....من این حستو خوب درک می کنم .....چون منم رشته ای رو انتخاب کردم که به زور مدرکمو گرفتم بدون اینکه علاقه در کار باشه ....من برعکس تو عاشق کامپیوتر بودم اما نشد که برم اجازه ندادن و رفتم فیزیک جامدات خوندم ... فکر کنم اگه منم مثل بقیه رشتمو دوست داشتم می تونستم الان بگم دوران دانشجوییم بهترین دوران بود اما هیچ لذتی نبردم و بقیه رو درک نمی ک lovelly...

ما را در سایت lovelly دنبال می‌کنید

برچسب: من چمه,خدایا من چمه,مگه من چمه, نویسنده: بازدید: 112 تاريخ: دوشنبه 22 آذر 1395 ساعت: 2:50

سلام خدای مهربونم.....

خبری خوب برای من و حسین دیشب اومد که الان می نویسمشون اما فعلا رمز رو نمی دم تا5شنبه ....

دعا کنید ......

lovelly...

ما را در سایت lovelly دنبال می‌کنید

برچسب: خدایا شکرت,خدایا شکرت که هستی,خدایا شکرت برای سلامتی, نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: دوشنبه 22 آذر 1395 ساعت: 2:49

صفحه بندی